تبليغاتX
**************

گوشی دو سیمکارته طرح آیفون 4S

گوشی 4 سیمکارته X3A Scolor

کیف آلوما والت

چرا به زرتشتی ها مجوس گفته می شود؟+ازدواج با محارم در ایران باستان(ایران قبل از اسلام) | مجله اینترنتی علی هفتاد

چرا به زرتشتی ها مجوس گفته می شود؟+ازدواج با محارم در ایران باستان(ایران قبل از اسلام)

احکام فقهی زرتشت در مورد زنان

در این آیین عادت ماهیانه ی زنان چنان پلید و ناپاک شمرده می شود که همگان باید از چنین زنی دوری گزینند !!! زنی که خون حیض بیند باید در دشتی بی آب و علف و بدور از مقدسات به سر برد و فردی از فاصله ی دور برای او خوراک بریزد ، باید ظرف خوراک از پست ترین فلز اهنی یا سربی باشد ، خوراک و آب او باید بسیار اندک باشد
( وندیداد ۳ / ۱۵۱۷ / ۱۶ / ۱ – ۱۱)


البته چگونگی پاک شدن زن حائض نیز خود قابل توجه است : باید سه گودال بکنند ، در دو گودال با ادرار گاو او را شستشو دهند و در گودال سوم با اب او را بشویند
( وندیداد ۳ / ۱۵۱۷ / ۱۶ /۱۲ )



پنهان کردن حیض یکی از گناهان بزرگ شمرده شده است :زنی که حیض خود را پنهان کند باید دویست تازیانه ی اسب رانی و دویست تازیانه ی چرمین بخورد
( وندیداد ۳ / ۱۵۱۷ / ۱۶ / ۱۳ )



اما تمام مصیبتها برای زنی است که فرزند مرده به دنیا آورد ، بیچاره چنین زنی بجای آنکه مورد تسلی قرار گیرد باید :سی گام از آب ، سی گام از برسم ، سی گام از مردان مقدس ، سی گام از آتش دور باشد ، در محوطه ای محصور با خوراک و پوشاک اندک نگهداری شود ، خوراک زن ادرار گاو آمیخته به خاکستر باشد ، در رحم آن زن باید از سه تا نه قطره ادرار گاو آمیخته به خاکستر چکانده شود ، سپس شیرتازه دوشیده ی مادیان و گاو و میش و بز با میوه های تازه یا میوه های خشک و گوشت پخته کباب بی آب و جو و گندم آرد شده ی بی آب و می و شراب بی آب بخورد ، سه شب و روز بید در این وضع بماند و با خوردن گوشت و غله و می بسر برد آنگاه پس از سه شبانه روز از پوشاک برهنه شود ، موبدان او را در ۹ گودال با ادرار گاو و آب بشویند تا همه پاک شوند ، سپس ۹ شب دیگر بماند در همان جایگاه و از همان خوراکها بخورد و همان پوشاکها را بپوشد آنگاه پس از ۹ شبانه روز برهنه شود با ادرار گاو و آب تن او را بشویند تا همه پاک شوند .
( وندیداد ۲ / ۵۵۷ / ۵ / ۴۴ – ۵۸ و ۷ / ۷ )

زن زرتشتی باید ۲۰۰ مورچه بکشد تا پاک شود

در اصطلاح وندیداد کلمه «دشتان» به معنی قاعدگی، عادت ماهانه زنان کاربرد دارد و احکام بسیار پیچیده و سختی به دنبال دارد، چنین زنی باید دور از دیگران و در «دشتانستان» که جایی متروک و دور از آتش و آب و مردمان است ساکن شود. در ظرف‌‌های فلزی کم‌بها به او غذا می‌دهند لکن باید غذای کم بخورد تا نیرو نگیرد. بعد او را با گُمیز(ادرار گاو) در دو گودال شستشو می‌کنند سپس در گودال سوم با آب شستشو می‌شود. و در تابستان باید ۲۰۰ مورچه بکشد و اگر زمستان بود باید ۲۰۰ حشره گزنده و آسیب‌رسان را از بین ببرد. حال اگر زنی بچه مرده به دنیا آورد باید او را در آلونکی دور از آب و آتش و مردم حبس کرد او باید ۳ یا ۶ یا ۹ جام گمیز«ادرار گاو نر» بنوشد تا رحم او پاک شود. بعد از آن می‌تواند شیرگرم مادیان یا گاو را بنوشد ولی نمی‌تواند آب بنوشد تا ۳ شب باید به این گونه بماند بعد از ۳ شب تن و جامه خود را با گمیز آمیخته با خاکستر و آب در کنار ۹ گودال بشوید بعد تا ۹ شب بدین منوال تنها می‌ماند. بعد از آن تن و جامه خویش را با ادرار گاو و آب می‌شوید تا پاک شود.

آیا با وجود این احکام در آیین زرتشت برای زن مقامی در حد پست ترین موجود هم باقی می ماند؟ چرا انقدر این احکام توهین آمیز است؟

در وندیداد تکلیف زنی را که کودکی مرده بزاید چنین تعیین کرده است:
“ای آفرینندة جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم، نخستین خوراک و غذای این زن چه خواهد بود؟ اهورامزدا پاسخ داد و گفت: این زن باید یک مقدار خاکستر آمیخته باشاش گاو به اندازة سه لقمه، شش لقمه یا نه لقمه میل کند”۴
برخی از احکام ظالمانه آن جهت خدمت به موبدان پایه ریزی شده است.به طور نمونه احکام مجازات مرد گناهکاررا که در وندیداد اوستا فرگرد ۱۴ بند هشتم به بعد آمده است شگفت آور و ظالمانه است؛ در قسمت ششم بند هشتم در کیفر مرد گناهکار آمده است:
“مرد گناهکار موظف است که دختر باکره، جوان و سالم خود را با جهیزیه و نقدینه ای از زیورآلات زینتی و طلاجات برای مردان اشو(موبد) به ازدواج دهد.البته این دختر باید خواهر ۱۵ ساله خود را نیز همراه گوشواره(جهیزیه)برای مردان اشو بیاورد!!!!!!!!!!!!!!”
اینها تماما بخشی از احکام شگفت آور و ظالمانه ای است که در آیین زردشت نسبت به زن روا داشته می شده است.
به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته می‌شده‌ و بهایی معین داشته‌اند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود ۲۰۰۰ سکه نقره بوده است.۵
زندانی کردن زنان به هنگام زائیدن طفل مرده نیز رایج بود. در این هنگام مزداپرستانِ زرتشتی می‌باید در جایی بی‌آب و علف، اتاقکی بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقک چند جام از آمیخته پیشاب گاو نر با خاکستر را بنوشد در حالیکه تا سه روز حق نوشیدن آب را نداشته است ۶
از دیگر آدابی که در میان زردشتیان مرسوم بود ازدواج با محارم بود .
ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» بدون در نظر داشتن رضایت یا نارضایتی زن، به گستردگی تبلیغ می‌شد. بطوریکه گناه مرد لواط‌کار تنها در صورتی پاک می‌شد که با مادر یا خواهر و یا دختر خود وصلت می‌کرد .۷
در خصوص ازدواج با محارم ، اسناد بسیاری وجود دارد ، امروزه زرتشتیان به انکار این رسم در دین خود پرداخته اند اما آقای رضامرادی غیاث آبادی -که خود یکی از ایران باستان پرستان است – در بررسی و نقد بر احکام آئئن زرتشت می گوید:
“با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوشش‌های زیادی می‌شود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوان‌تر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل و طولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیات آنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حق‌الارث دختری که در عین حال زن پدر خود نیز هست و موارد دیگر.” ۸

پی نوشتها
۱- وندیداد، ترجمة دکتر موسی جوان، ص ۲۳۹
۲- همان ، ص ۲۴۰
۳- برای دیدن این حکم به وندیداد، ج ۳، ص ۷۲۵ با پژوهش آقای هاشم رضی نگاه کنید.
۴- وندیداد، ترجمة دکتر موسی جوان، ص ۱۲۸ [برای اطلاع بیشتر به جلد دوم وندیداد، با پژوهش آقای هاشم رضی، ص ۶۵۲ نیز بنگرید]
۵- بنگرید به مدخل «برده و برده‌داری» Barda Bardadari در دانشنامه ایرانیکا
۶- وندیداد، در مجموعه اوستا، گزارش استاد جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص ۷۱۳ تا ۷۱۶
۷- خرده مقالات، بیژن غیبی، چاپ آلمان، ص ۳۵۰
۸- دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی؛ همچنین در زمینه ازدواج با محارم در دین زرتشتی بنگرید به گفتاری از دکتر جلیل دوستخواه

ازدواج با محارم در عهد ساسانی و دوران قبل از آن
ازدواج با محارم که سنتی رایج بوده در عهد ساسانی و از دوران پیشین سابقه داشته است، روی همین اساس قرار داشته است. یعنی خاندانها برای اینکه مانع اختلاط خون خود با بیگانه و افتادن ثروت خود در اختیار بیگانه بشوند کوشش می کرده اند تا حد امکان با اقربای نزدیک خود ازدواج کنند، و چون این عمل بر خلاف مقتضای طبع بوده با زور و قدرت مذهب و اینکه اجر و پاداشش در جهان دیگر عظیم است و کسی که امتناع ورزد جایش در دوزخ است آن را کم و بیش به خورد مردم می داده اند. در کتاب اردای ویرافنامه که آن را به ” نیک شاپور ” از دانشمندان زمان خسرو اول نوشین روان نسبت داده اند و شرحی از معراج روح است، چنین آمده است که در آسمان دوم روانهای کسانی را دیده است که ” خویتک دس ” (ازدواج با محارم) کرده بودند و تا جاویدان آمرزیده شده بودند و در دورترین جاهای دوزخ روان زنی را گرفتار عذاب جاودانی دیده زیرا که ” خویتک دس ” را به هم زده است، سرانجام گفته شده است ” ویراف ” که روان وی به معراج رفته هفت تن از خواهران خود را به همسری برگزیده است.

در کتاب سوم ” دینکرت ” در این زمینه اصطلاحات دیگری به کار رفته از آن جمله اصطلاح ” نزد پیوند ” است که به معنی پیوند با نزدیکان باشد و در این زمینه به پیوند پدر با دختر و برادر با خواهر اشاره کرده اند. ” نوسای برزمهر ” از روحانیان زردشتی که این قسمت از دینکرت را تفسیر کرده سودهای بسیاری برای این گونه زناشویی آورده و گفته است که گناهان جانکاه را جبران می کند (تاریخ اجتماعی ایران، جلد ۲، صفحه ۳۹). کریستن سن در کتاب “ایران در زمان ساسانیان” می گوید: اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارزه جامعه ایرانی به شمار می رفت، تا به حدی که ازدواج با محارم را جایز می شمردند و چنین وصلتی را ” خویذوگدس ” (در اوستا خوایت ودث) می خواندند این رسم از قدیم معمول بود حتی در عهد هخامنشیان اگر چه معنی لفظ خوایت ودث در اوستای موجود مصرح نیست ولی در نسکهای مفقود مراد از آن بی شبهه مزاوجت با محارم بود (ایران در زمان ساسانیان، صفحه ۳۴۷).
زردشتیان و مخصوصا پارسیان هند در عصر اخیر که احساس شناعت کرده اند و خود آن را ترک کرده اند اخیرا در صدد انکار این عمل شده و از اصل، آن را به عنوان یک سنت زردشتی انکار کرده اند، در صدد بر آمده اند برای کلمه ” خویتک دس ” تاویل و توجیهی بسازند، کریستن سن می گوید: با وجود اسناد معتبری که در منابع زردشتی و کتب بیگانگان معاصر عهد ساسانی دیده می شود، کوششی که بعضی از پارسیان جدید برای انکار این عمل یعنی وصلت با اقارب می کنند، بی اساس و سبکسرانه است (همان مدرک، صفحه ۳۴۸).

ازدواج با محارم ایرانیان قبل از اسلام در آثار نویسندگان ایرانی و خارجی
سعید نفیسی می گوید: چیزی که از اسناد آن زمان حتما به دست می آید و با همه هیاهوی جاهلانه که اخیرا کرده اند از بدیهیات مسلم تمدن آن زمان است این است که نکاح نزدیکان و محارم و زناشویی در میان اقارب درجه اول حتما معمول بوده است (تاریخ اجتماعی ایران، جلد ۲، صفحه ۳۵). سعید نفیسی آنگاه نصوصی را که در کتب مقدس زردشتیان از قبیل دینکرت آمده است و تصریحاتی که نویسندگان اسلامی از قبیل مسعودی، ابوحیان توحیدی، ابوعلی بن مسکویه کرده اند می آورد و جریان ازدواج قباد با دختر یا خواهر زاده، و ازدواج بهرام چوبین با خواهر، و ازدواج مهران گشنسب که بعد مسیحی شد با خواهر خود را یادآور می شود.
مرحوم مشیرالدوله در کتاب نفیس خود: ” ایران باستان ” از استرابون مورخ قدیم یونانی درباره هخامنشیان نقل می کند که: اینها (مغ ها) موافق عاداتشان حتی با مادرانشان ازدواج می کنند (جلد ششم، چاپ جیبی، صفحه ۱۵۴۶). درباره اشکانیان می گوید: بعضی از مورخین خارجه، ازدواج شاهان اشکانی را با اقرباء و خویشان نزدیک با نهایت نفرت ذکر می کنند، چنین نسبتی را ” هرودوت به کمبوجیه، و پلوتارک به اردشیر دوم هخامنشی داده اند ولکن بعضی از نویسندگان پارسی زردشتی این نسبت را رد کرده می گویند. کلمه خواهر را در مورد اشکانیان نباید به معنی حقیقی فهمید، کلیه شاهزاده خانمها را شاهان پارتی خواهر می خواندند زیرا از یک دودمان و خانواده بودند و دختر عمو و نوه عمو و غیرها نیز در تحت این عنوان در می آمدند. آنگاه خود مشیرالدوله اضافه می کند و می گوید: ولی چون در تاریخ نویسی باید حقیقت را جستجو کرد و نوشت، حاق مسئله این است که ازدواج با اقربای خیلی نزدیک در ایران قدیم موسوم به ” خوتک دس ” پسندیده بوده و ظاهرا جهت آن را حفظ خانواده و پاکی نژاد قرار می دادند (جلد نهم چاپ جیبی، صفحه ۲۶۹۳).
یعقوبی – مورخ معتبر قرن سوم هجری، که خود ایرانی است نیز می گوید: ایرانیان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج می کردند و این کار را نوعی صله رحم و عبادت می دانستند (تاریخ یعقوبی، جلد اول، صفحه ۱۵۲). کریستن سن درباره عیسویان ایران می گوید: آنها نیز به تقلید زردشتیان بر خلاف قوانین مذهبی خود به مزاوجت با اقارب عادت کرده بودند ” ماربها ” که در سال ۵۴۰ (میلادی) جاثلیق عیسویان شده بود بر ضد این امر که خلاف شرع نصاری بود کوششی فوق العاده کرد (ایران در زمان ساسانیان، صفحه ۴۴۸).

به هر حال در صدر اسلام، ازدواج با محارم میان زردشتیان امر رائجی بوده است، به همین جهت این مسئله پیش آمده است که گاهی بعضی از مسلمین بعضی از زردشتیان را به علت این کار، مورد ملامت و دشنام قرار میدادند و آنها را بدین سبب زنازاده می خواندند، اما ائمه اطهار مسلمانان را از این بدگویی منع می کردند تحت این عنوان که این عمل در قانون آنها مجاز است و هر قومی نکاحی دارند و اگر مطابق شریعت خود ازدواج کنند فرزندانشان زنازاده محسوب نمی شوند (وسائل الشیعه، چاپ امیربهادر، جلد ۳، ابواب مواریث، صفحه ۳۶۸). و هم در روایات باب حدود آمده است که در حضور امام صادق علیه السلام شخصی از شخص دیگر پرسید که با آن مردی که از او طلبکار بودی چه کردی؟ آن مرد گفت او یک ولدالزنائی است. امام سخت بر آشفت که این چه سخنی بود؟ آن شخص گفت قربانت گردم او مجوسی است و مادرش دختر پدرش است و به همین جهت هم مادرش است و هم خواهرش پس قطعا ولدالزناست. امام فرمود: مگر نه این است که در دین آنها این عمل جایز است و او به دین خود عمل کرده است؟ پس تو حق نداری او را ولدالزنا بخوانی (وسائل الشیعه، چاپ امیربهادر، ابواب الحدود، صفحه ۴۳۹).

صدوق در کتاب توحید، روایتی نقل می کند و همان روایت در وسائل الشیعه ابواب النکاح آمده است که روزی از روزها علی علیه السلام از مردم تقاضا می کرد تا زنده است فرصت را مغتنم شمرده مشکلات خویش را بپرسند و این جمله را تکرار می کرد: «سلونی قبل ان تفقدونی؛ قبل از آنکه مرا نیابید هرچه می خواهید از من بپرسید، هرچه بپرسید جواب می دهم.» یکی از سؤال کنندگان اشعث بن قیس کندی بود، این مرد نسبت به ایرانیان نظر خوشی نداشت، از علی سؤال کرد: چرا با مجوس مانند اهل کتاب معامله می کنید و از آنها جزیه می گیرید و حال آنکه آنها کتاب آسمانی ندارند.
علی علیه السلام فرمود آنها کتابی داشته اند، خداوند پیامبری در میان آنها مبعوث فرمود و در شریعت آن پیامبر ازدواج با محارم جایز نبود، یکی از پادشاهان آنها در یک شب که مست بود در حال مستی با دختر خویش در آمیخت، مردم آگاه شدند و شورش کردند و گفتند تو دین ما را فاسد کردی و اکنون لازم است بر تو حد جاری کنیم. آن پادشاه نیرنگی اندیشید، به آنها گفت همه گرد آیید و سخن مرا بشنوید، اگر ناصواب بود هر تصمیمی می خواهید بگیرید. مردم جمع شدند و او به آنها گفت: خودتان می دانید که در میان افراد بشر هیچ کس به پای پدر بزرگ و مادر بزرگ ما آدم و حوا نمی رسد، همه گفتند راست است. گفت مگر نه این است که این دو بزرگوار که صاحب پسران و دختران شدند، همانها را با یکدیگر زن و شوهر قرار دادند؟ گفتند راست می گویی گفت پس معلوم می شود که ازدواج با محارم از قبیل دختر یا خواهر مانعی ندارد. مردم با این بیان قانع شدند و از آن پس این رسم، مشروع تلقی شد و مردم عمل کردند (توحید صدوق، چاپ مکتبه الصدوق، صفحه ۳۰۶ و وسائل الشیعه، جلد ۳، صفحه ۴۶). از این سؤالها و جوابها بر می آید که در صدر اسلام زردشتیان زناشویی با محارم را اجرا می کردند و به همین جهت مورد بحث و پرسش واقع شده است.

ازدواج با محارم در دین زرتشت و نظر فقهای اسلام
فقهای اسلامی نیز، اعم از شیعه و سنی، و اعم از ایرانی و غیر ایرانی، در ابواب مختلف فقه بحث ازدواج با محارم در نزد زرتشتیان را به عنوان یک مسئله که در خارج مصداق دارد طرح و بحث میکرده اند، این فقهاء غالبا ایرانی بودند و برخی از آنها مانند ابوحنیفه از دو پشت بالاتر مجوسی بوده اند و اگر چنین سنتی در میان زردشتیان رائج نمی بود محال بود که چنین بحثی در فقه صدر اول اسلام طرح شود. شیخ بزرگوار ابوجعفر طوسی در کتاب الخلاف، جلد دوم، کتاب الفرائض مسئله های ۱۱۹ تا ۱۲۳، مسائل مربوط به میراث مجوسی را خصوصا آنگاه که از دو جهت ملاک ارث در او باشد، یعنی مثلا وارث هم مادر متوفی باشد و هم خواهر پدری او، طرح کرده است و جواب داده است و نظریات سایر فقهای اسلام را نیز منعکس کرده است. انکار وجود چنین سنتی در میان زردشتیان از قبیل انکار بدیهیات است ولی زردشتیان اخیرا برای چندمین بار در تاریخ این آیین، درصدد تجدید نظر و حک و اصلاح در اصول و فروع آن بر آمده اند و ناچار دروغهای مصلحتی زیادی را در این زمینه تجویز کرده اند.

 

ازدواج بهمن با دخترش همای چهرزاد در شاهنامه فردوسی:

پسر بد مر او را یکى همچو شیر
که ساسان همى خواندى اردشیر

 

دگر دخترى داشت نامش هماى
هنرمند و بادانش و نیک راى

 

همى خواندندى ورا چهر زاد
ز گیتى بدیدار او بود شاد

 

پدر در پذیرفتش از نیکوى
بران دین که خوانى همى پهلوى

 

هماى دلافروز تابنده ماه
چنان بد که آبستن آمد ز شاه

 

چو شش ماه شد پر ز تیمار شد
چو بهمن چنان دید بیمار شد

 

چو از درد شاه اندر آمد ز پاى
بفرمود تا پیش او شد هماى

 

بزرگان و نیک اختران را بخواند
بتخت گرانمایگان بر نشاند

 

چنین گفت کاین پاک تن چهر زاد
بگیتى فراوان نبودست شاد

 

سپردم بدو تاج و تخت بلند
همان لشکر و گنج با ارجمند

 

ولى عهد من او بود در جهان
هم انکس کزو زاید اندر نهان

 

اگر دختر آید برش گر پسر
ورا باشد این تاج و تخت پدر

 

چو ساسان شنید این سخن خیره شد
زگفتار بهمن دلش تیره شد ….

 

 

کمبوجیه نه یک بار بلکه دو دفعه، از حق جدید، استفاده کرد و با خواهر جوان ترش رکساناهم ازدواج کرد.

  1. (↑ تاریخ هرودوت، ص ۲۰۵)

 

کوروش با خواهر مادرش دختراستیاگ اخرین پادشاه ماد ختودت کرد . کمبوجیه با خواهرش اتوسا ختودت کرد .
داریوش دوم با دو دخترش اتوسا و امسترتیدا ختودت کرد . ن.ک : دیاکونوف ۷/ ۶۱۱ و ۴۳۰
اردشیر دوم با دختر خویش و اردشیر سوم با مادرش ختودت به جای اورد . ن.ک : وندیداد ۲ /۹۷۲
در دوره اشکان این سنت ارایی معمول بوده و داستان ویس و رامین نشان ختودت میان برادر و خواهر دارد . وندیداد ۲/۹۷۷
در دوره ساسانی شاهپور اول با دخترش اذرناهید ختودت کرد و بهرام با دخترش ختودت نمود . دختر شاهپور اول با برادرش نرسی ینتختودت بجای اورد . ن.ک : همان
مهران گنشسب از مقامات برجستهدربار هرمزد چهارم ساسانی با خواهر ختودت نمود .ن.ک همان : ۲ /۹۸۰
قباد ساسانی با دختر یا خواهرش سامبیکه و خواهرزاده اش ختودت نمود . همان ۲/ ۹۸



مطالب ديگر


.




برای اولین بار در ایران :
نرم افزار حسابداری اینترنتی بدون نیاز به نصب بر روی کامپیوتر
حسابداری شخصی آنلاین
حسابداری خانگی آنلاین
حسابداری تجاری ، انبارداری و چاپ فاکتور فروش آنلاین
همگی در سایت حسابداری آنلاین ، تک ضرب

www.takzarb.com

.






در مورد ما در گوگل تحقیق کنید : سایت حسابداری آنلاین .

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
canadian online pharmacy
canadian pharmacy FDA CIPA approved viagra super active