حمله به پایگاه الولید و شاهکار نظامی ایران در این عملیات+دانلود فیلم

مجله ی اینترنتی علی هفتاد
Attack on H3I.R.Iran air force Special operation in Iraq

من این عملیات رو به دو صورت فیلم  و متن آماده كردم(امیدوارم از این حماسه لذت ببرین)

قسمت اول: 18 مگابایت


قسمت دوم : 22 مگابایت

عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی دنیاست که به نام فانتومها ثبت شده است. فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در 4 آوریل 1981 (فروردین 1360) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را بکلی نابود کردند.

مسیر امن برای پرواز ، دور ماندن از رادارها و سیستم پدافند عراق  و سوختگیری بین راه

فاكتورهای مهم برای طراحی این عملیات بود ،سرهنگ ایزد ستا و هوشیار اینطور برنامه ریزی كرده بودند كه دو دسته ی پروازی فانتوم از نقطه ی صفر مرزی ایران و تركیه و عراق خارج بشن و به سمت سوریه حركت كنند اونجا سوختگیری كنند بعد به سمت پایگاههای H3   پرواز كنند و اونجا رو بكوبند و دوباره در سوریه سوختگیری كنند و به ایران برگردند

این طرح یه اشكال بزرگ داشت و اون هم این بود كه سوریه تو جنگ ایران و عراق خودش رو بی طرف اعلام كرده بود و با این طرح ایرانیها باید از سوریه میخواستند كه اجازه ی نشستن هواپیماهای جنگی رو توی یكی از فرودگاههاش بده

جواد فكوری به همراه طراحان عملیات نقشه ی عملیات رو برداشتن  پیش امام رفتند

و امام رو در جریان گذاشتند، امام هم به اونها گفت كه ما نمیتونیم از كشور سوریه همچین انتظاری داشته باشیم،و برید یه فكر دیگه ای بكنید ….

ظاهرا برای رسیدن به H3  راهی طولانی در پیش بود.

یكی دیگه از مشكلات پروازهای جنگی اون موقع سیستم پدافند بسیار قوی عراقی ها بود

موشكهای سام 2و3  كه روس ها خودشون اونو تو خاك عراق نصب كرده بودن

تا شعاع 60 مایلی و ارتفاع 20000 پایی را پوشش میداد

(هر 3پا = 1 متر )(هر مایل برابر 1.6 كیلومتر)

وبرای طراحی یك عملیات در خاك عراق همه ی این شرایط باید در نظر گرفته میشد

بحث پدافند قوی عراقی موجب شده بود كه ایرانیها تمام پرواز های خودشونو در ارتفاع پایین

(lowpass ) انجام بدن ، وقتی میگیم پرواز در ارتفاع پست یعنی  پرواز در

150 پایی  (50 متر) بود ، خیلی از خلبانانی كه در جنگ توی ماموریتها از دست رفتند به این خاطر بود كه در حدی اینها پایین بودند كه به در و دیوار بر خورد میكردند

مثلا : هواپیما بوده كه از عراق برگشته و آنتن تلویزیون رو با خودش آوورده

10 روز بعد از دیدار با امام ، سرهنگ ایزد ستا و سرهنگ هوشیار پیش فرمانده نیروی هوایی رفتند و طرح جدیدشون رو ارائه دادند بعد از اینكه شهید فكوری اون رو بررسی كرد

و مطمئن شد طرح جدید انجام  شدنیه ، سریع اونو دستور كار قرار داد تا عملیات هر چه زودتر انجام بشه مشكل سوخت رسانی تو این طرح كاملا رفع شده بود

و قرار شد عملیات طی 4 مرحله سوختگیری هوایی  انجام بشه

عملیات اگر فقط همین مشکلات را هم داشت به اندازه ی کافی غیرممکن به نظر می رسید اما مسئله ی دیگری وجود داشت که مهمترین چالش پیش روی عملیات بود. هیچ هواپیمایی به علت محدودیت سوخت نمی توانست چنین مسیر طولانی را رفته و بازگردد. پس در حین عملیات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم در آن به اندازه ی کافی دشوار بود می بایست یک بویینگ برای رساندن سوخت به فانتومها با آنان همراه میشد. آیا یک بویینگ میتوانست خود را از دید رادارها مخفی کند؟ سرعت بویینگ بسیار کمتر از سرعت هواپیماهای جنگنده است بنابراین فانتومها نمی توانستند همراه این هواپیماهای غول پیکر حرکت کنند و در تمام طول مسیر از

آن در برابر جنگنده های عراقی محافظت کنند، حال اگر بویینگ در هر مرحله از عملیات توسط عراقیها هدف قرار میگرفت تکلیف فانتومها چه بود؟ اصولا آیا یک بویینگ 707 شانسی برای گذشتن از مرز عراق و رسیدن به نقطه های که باید سوختگیری در آن انجام می شد را داشت و یا در همان مراحل آغاز عملیات هدف هواپیماهای رهگیر عراقی قرار میگرفت؟ طبق برنامه ریزی عملیات، پس از اولین نوبت سوختگیری هواپیمای مادر باید صبر میکرد تا فانتومها عملیاتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت (که این بار دیگر عراقیها هوشیار شده بودند) دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می داد. در هر مرحلهای از عملیات امکان داشت واقعهی ناخوشایندی برای هواپیمای سوخت رسان که ذاتا بیدفاع بود رخ دهد و می دانیم که سرنوشت فانتومها با سرنوشت بویینگ کاملا گره خورده بود. علیرغم تمامی این مشکلات و برغم اینکه چنین عملیات جسورانهای تا بحال توسط هیچ کشوری در جهان انجام نشده بود افسران ایرانی به اجرای آن مصمم بودند. در نهایت پس از بررسیها و برنامهریزیهای دقیق، روز سرنوشت ساز فرا رسید. فانتومها روز قبل، از پایگاه نوژه به پایگاهی در ارومیه پرواز کرده بودند. روز عملیات هر هشت هواپیما در دو گروه چهار تیمی از باند فرودگاه برخاستند و از شمال شرق و از فراز کوههای آرارات وارد منطقهی مشترک مرزی عراق و ترکیه شدند و در ارتفاع پایین بر فراز کوهستانهای این منطقه بسمت غرب عراق حرکت کردند. در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس یک هواپیمای بویینگ 707 متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی قبل وارد فرودگاه لارناکا شده بود و طبق برنامه ریزی قبلی آماده میشد تا بدون مسافر به تهران باز گردد.

قبل از آنکه هواپیما باند فرودگاه را ترک کند دو مامور اطلاعاتی ایران که همراه مسافرین این پرواز همان روز وارد قبرس شده بودند به داخل کابین خلبان رفتند و با خلبان هواپیما به گفتگو نشستند. خلبان نمیتوانست چیزی را که میشنود باور کند. انجام چنین کاری دیوانگی محض بود، شانس موفقیت چیزی در حد صفر جلوه می کرد و کاملا غیرممکن بنظر میرسید. طراحان عملیات با خود چه فکری کرده بودند؟ این نقشه به فیلمنامهی فیلمهای هالیوودی شباهت داشت و فقط با جادوی سینما و بر روی پردهی نقرهای امکان تحقق داشت. حتی خیالبافترین فیلمنامه نویسان هالیوودی نیز تاکنون جرات طراحی چنین عملیاتی را به خود نداده بود. او حتی بیاد نداشت که در فیلمهای سینمایی هم چنین چیزی دیده باشد. از نظر او انجام اینکار مطلقا غیرممکن بود. جدای از این مساله او یک خلبان غیرنظامی بود و هیچگاه تصور نمیکرد که روزی در یک عملیات نظامی نقشی داشته باشد. اما اکنون، در کمال ناباوری خود را در بطن یکی از شگفت انگیزترین نبردهای هوایی جهان مییافت که همه چیز آن به عملکرد او بستگی داشت. دقایقی بعد بویینگ 707 هواپیمایی ملی ایران، پس از اطلاع مسیر خود به برج مراقبت فرودگاه لارناکا از زمین برخاست و ظاهرا به سمت تهران و در واقع بسمت یکی از سرنوشتسازترین جنگهای هوایی دنیا شتافت. برنامهریزی عملیات به طرز دقیقی صورت گرفته بود و در ساعتی مشخص هواپیمای بویینگ میباید بر فراز کوهستانهای مرزی ترکیه و عراق با فانتومها ملاقات میکرد. هواپیمای سوخت رسان در تماس با فرودگاههای قبرس و آنکارا وانمود کرد که مسیرش را گم کرده و در حال مسیریابی مجدد است. در ساعت مقرر تانکر سوخت رسان با فانتومها در همان نقطهی پیش بینی شده روبرو شد. فانتومها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند. ظاهرا چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه ای ظاهر می شوند اما عراقی ها تصور می کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه است که مشغول گشتزنی در طول مرزهایشان هستند.

مجله ی اینترنتی علی هفتاد

این اشتباهی بود که کنترلهای زمینی ترکیه نیز مرتکب شدند. هر هشت هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوختگیری هوایی را انجام دادند و با شتاب به سوی هدفی رهسپار شدند که بیصبرانه انتظارشان را میکشید. هواپیمای بویینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشتزنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت رسانی به فانتومها را انجام دهد. در آنسو فانتومها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می توانستند کوچکترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ 3 در حرکت بودند. ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای شرقی هیچگاه تصور نمیکردند هدف هیچ نوع حملهای قرار گیرند در ابتدا بهتصور اینکه هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتومها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی به سمت هدف شیرجه رفتند. لحظاتی بعد بمبهای چهار فانتوم اول، بصورت یک ردیف منظم بر روی هواپیماهایی که بر روی باند قرار داشتند فرود آمد و تمامی آنها را در همان لحظات اولیهی عملیات نابود کرد. دیگر هیچ هواپیمایی نمیتوانست از باند فرودگاه بلند شود. فانتومهای گروه دوم نیز دو مجتمع راداری را در قلب پایگاه مورد حمله قرار دادند و سپس با خیال راحت به درهم کوبیدن آشیانههای هواپیما و توپهای ضدهوایی پرداختند. در چند دقیقه پرسنل پایگاه در جهنمی از آتش که از همه جا شعله میکشید بدام افتاده بودند. در برابر دیدگان ناباور آنها پایگاه اچ 3 با تمامی ابهت و نفوذ ناپذیریاش در زیر آتش سنگین فانتومهای ایرانی به تلی از خاکستر بدل شده بود. فانتومها که تمامی دفاع ضد هوایی پایگاه را از بین برده بودند اینبار در ارتفاع پایین بر روی خرابه های آن به شکار سربازانی مشغول بودند که اغلبشان حتی یونیفورمهایشان را بر تن نکرده بودند و بی هدف به اینسو و آنسو می دویدند. توپهای فانتومها با سیلی از رگبار گلوله به سمت هر هدف جنبندهای شلیک میکردند و باند فرودگاه مملو از اجساد سربازانی بود که بر روی بازماندههای خرابهها افتاده بودند. فانتومها که دیگر چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته بودند بسرعت صحنه ی عملیات را ترک کردند.

در این عملیات به گفته ی خود عراقی ها از طریق شنود ، 48 فروند جنگنده و بالگرد + 2تا رادار  نابود شد و جدا از سربازهایی كه در پایگاه از بین رفتند.

این عملیات سرنوشت جنگ رو تغییر داد در واقع راه رو برای شكست حصر آبادان و آزادسازی خرمشهر فراهم كرد .

مجله ی اینترنتی علی هفتاد

یک فکر در “حمله به پایگاه الولید و شاهکار نظامی ایران در این عملیات+دانلود فیلم”

  1. عملیات مذکور زایده غرور ، مهارت ، تفکر و غیرت یک ایرانیست که میشه بهش افتخار کرد.
    یاد همه سربازان ایران زمین گرامی
    نام ایران جاویدان
    خاک ایران پایدار

  2. قابل توجه ali70 بايدم باور نكني چون سن و سالت قد نميده اما اي كاش حداقل از پدرت بپرسي تا بفهمي اون زمان چي به مردم گذشت بي معرفت

    1. منظور من این است که از ایدئولوژی ناب و اصیل اسلامی نام ببرید و از مزخرفاتی چون ایرانیت و … یاد نکنید.
      این هنرنمایی ها در جنگ به واسطه ی اسلام بود و بس.
      لطف کنید وصیت نامه شهدا را بخوانید و اجر جهاد را با گفتار کفر آمیز و تهوع آور ناسیونالیستی خراب نکنید.
      حزب الله هم الغالبون

      1. یعنی بنده خدا تو از خودت هیچ هویتی نداری اینجوری ایران عزیز مارو هیچ حساب میکنی؟اسلام ناب محمدی (ص)بی واسطه تو قلب روح همه عاشقاش هست نیازی نی اینجوری هویت و نام قشنگ ایران مارو کم ارزش کنی!ایران و ایرانی اینقدر اصیلو با فرهنگه که تمام و کمال بی ذره ای کاستی رسالت محمد(ص)و امیرالمومنین وبا جون و دل قبول کرده. جانم فدای رسوال الله ایشونم راضی نیستن که اینجوری هویتت رو هیچ انگاری!باید به کشورو نام وطنت احترام بگذاری تا هویت پیدا کنی هرچند که اسلام همه چیزه.

        1. همش تناقض ولی یک جا چیز قشنگی گفتی که در ادامه بهت میگم.
          گفتی که پیامبر از چنین چیزی راضی نیستند؟(دلیلی و یا حدیث صحیح السندی دارید؟)
          ولی خودت جواب خودت رو دادی ،وقتی اسلام همه چیز ماست و هیچ نقصانی نداره ما مگه مریضیم بیاییم هویت های جعلی و من درآوردی
          رو کنار اسلام بزاریم.وقتی امام خمینی میفرماید:ملی گرایی اساس بدبختی مسلمین است به خاطر همین است.

      2. سلام
        در جواب هموطن عزیزali70 بله سند و مدرک هم هست و این حدیث رسول الله:
        حب الوطن من الایمان
        دوست داشتن وطن0عشق به وطن) نشانه ایمان است
        همین قش کردنهای اینطرف و اونطرف هستش که مملکت را دچار تلاطم افکار میکنه.
        حدیثی هست که می فرمایند: خیرالامور اوسطوهم((بهترین امور میانه روی در آن است))

  3. پدر ممن 4سال در جبهه ديدبان بود.وقتي از عمليات اچ3 برايم تعريف ميكنه وافعا دوست دارم كسايي كه حرف بي اساس ميزنن بشينن گوش كنن و روشون كم بشه و بدونن بزرگترين عمليات هوايي دنيا به اسم ايران ثبت شده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>